معرفي و بازار کار رشته روانشناسی در مقاطع کارشناسي و کارشناسي ارشد
رشته روانشناسي در مقطع کارشناسي (ليسانس) داراي 3 گرايش است. اين گرايش ها عبارتند از:
1- روانشناسي باليني 2- روانشناسي عمومي 3- روانسنجي
آينده شغلي و بازار کار در هر يک از گرايش هاي فوق در اين مقطع از قرار زير است:
1- پس از طي دوره 4 ساله روانشناسي باليني و کسب مدرک کارشناسي در اين گرايش، فرد مي تواند
- به عنوان کارشناس اين رشته در مراکز دولتي نظير بهزيستي- شهرداري- نيروي انتظامي- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربيت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.
- در آموزش و پرورش به عنوان معلم و يا دبير در دروس مربوطه و يا به عنوان مشاور مدرسه جذب به کار شود.
- در کلينيک هاي درمان اعتياد به عنوان روانشناس مشغول کار شوند.
- در کلينيک هاي مشاوره اي به کارهاي درماني، و يا تشخيصي نظير گرفتن تست هاي هوش و شخصيت بپردازد (کلينيک هاي مشاوره اي به علت تجربه کم کاري به ندرت تمايل به پذيرش يک کارشناس روانشناسي به عنوان درمانگر دارند)
- همکاري با روانپزشک (روانپزشکان در مطلب خصوصي خود، به ندرت تمايل به پذيرش يک کارشناس روانشناسي به عنوان درمانگر دارند)
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس "مهد کودک" نمايد.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس "سراي سالمندان" نمايد.
- به عنوان مربي مهد کودک مشغول به کار شود.
2- پس از طي دوره 4 ساله روانشناسي عمومي و کسب مدرک کارشناسي در اين گرايش، فرد مي تواند
- به عنوان کارشناس اين رشته در مراکز دولتي نظير بهزيستي- شهرداري- نيروي انتظامي- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربيت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.
- در آموزش و پرورش به عنوان معلم و يا دبير در دروس مربوطه و يا به عنوان مشاور مدرسه جذب به کار شود.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس مهد کودک نمايد.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس سراي سالمندان نمايد.
- به عنوان مربي مهد کودک مشغول به کار شود.
3- پس از طي دوره 4 ساله روانسنجي و کسب مدرک کارشناسي در اين گرايش، فرد مي تواند
- به عنوان کارشناس اين رشته در مراکز دولتي نظير بهزيستي- شهرداري- نيروي انتظامي- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربيت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.
- در آموزش و پرورش به عنوان معلم و يا دبير در دروس مربوطه جذب به کار شود.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس مهد کودک نمايد.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس سراي سالمندان نمايد.
- در کلينيک هاي مشاوره اي و يا در مطب روانپزشک به اجرا و تفسير آزمون هاي بپردازد.
مقطع کارشناسي ارشد
در مقطع کارشناسي ارشد، اين رشته تا آزمون کارشناسي ارشد سال 1389 داراي ۶ گرايش است. اين گرايش ها عبارتند از:
1- روانشناسي عمومي 2- روانشناسي باليني 3- روانشناسي باليني کودک و نوجوان
4- سنجش و اندازه گيري يا روانسجي 5- روانشناسي صنعتي و سازماني ۶.روانشناسی شخصیت
با توجه به اينکه در کشور ما برخلاف ساير کشورها، در رشته روانشناسي تفکيک زمينه هاي شغلي بين گرايش ها وجود ندارد، بازار کار در همه گرايش هاي ذکر شده به جز دو گرايش روانشناسي صنعتي و سازماني و سنجش و اندازه گيري يا روانسجي يکسان و به شرح ذيل است؛
1- با دارا بودن مدرک کارشناسي ارشد در گرايش هاي فوق فرد مي تواند:
- پس از احراز شرايط لازم (ازجمله 800 ساعت کارآموزي در مراکز داراي مجوز رسمي، تاييديه از اساتيد رشته و ...) و دريافت مجوز از سازمان نظام روانشناسي اقدام به تاسيس کلينيک مشاوره بنمايد.
- به عنوان کارشناس اين رشته در مراکز دولتي نظير بهزيستي- شهرداري- نيروي انتظامي- سازمان زندان ها- کانون اصلاح و تربيت و ... در قسمت مربوطه جذب به کار شود.
- در واحدهاي کوچک دانشگاه آزاد و يا دوره هاي فراگير و يا موسسات آموزش عالي آزاد به عنوان مدرس فعاليت کند.
- در آموزش و پرورش به عنوان معلم و يا دبير در دروس مربوطه و يا به عنوان مشاور مدرسه جذب به کار شود.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس مهد کودک نمايد.
- با اخذ مجوز از سازمان بهزيستي اقدام به تاسيس سراي سالمندان نمايد.
- در کلينيک هاي درمان اعتياد به عنوان روانشناس مشغول به کار شوند (اشتغال در اين مراکز مستلزم تحصيل در گرايش روانشناسي باليني است و دارا بودن مدرک کارشناسي اين گرايش کافي است).
- در کلينيک هاي مشاوره اي به کارهاي درماني بپردازد
- با روانپزشکان در کلينيک هاي خصوصي ايشان همکاري کند (البته روانپزشکان مايل به همکاري با کارشناسان ارشد در گرايش هاي باليني و خانواده درماني هستند).
- در کلينيک هاي مشاوره و روان درماني کودک به کارهاي درماني مثل بازي درماني و ... بپردازد (در اين مراکز تاکيد بيشتر روي کارشناسان ارشد با گرايش باليني کودک و نوجوان و باليني است).
2- با دارا بودن مدرک کارشناسي ارشد در گرايش روانسنجي، فرد به عنوان يک متخصص در طراحي و ساخت آزمون هاي جديد، استاندارد کردن آزمون هاي موجود و تفسير دقيق نتايج آزمون هاي انجام شده فعاليت کند.
3- در گرايش شخصیت و صنعتي و سازماني که در ايران اخيرا به گرايش هاي روانشناسي اضافه شده است، زمينه اصلي کار در مراکز صنعتي و کارخانه ها به منظور گزينش نيروهاي مناسب با شغل و به کار گيري روش هايي جهت افزايش بهره وري و در سمت هاي مسئول کارگزيني، مسئول منابع انساني، مسئول برنامه ريزي نيروي انساني، مسئول بالندگي سازماني، مسئول تحقيق و توسعه منابع انساني، مسئول روابط کارکنان، آموزش کارکنان و ... است. اما در ايران اين گرايش کمتر مورد توجه قرار مي گيرد و فارغ التحصيلان اين گرايش هرچند اندک هستند اما به ندرت موفق به يافتن شرايط کاري متناسب با گرايش خود مي شوند بنابراين فارغ التحصيلان اين گرايش اکثرا در زمينه هاي ذکر شده در باره گرايش هاي 1 و 2 مشغول به کار مي شوند.
منبع:سایت روانشناسی بالینی
این حالت معمولاً پس از چند روز برطرف میشود و شخص به زندگی طبیعی باز میگردد. اما آنچه پزشکان آن را افسردگی مینامند، حالت افسردگی به این شکل نیست. بلکه این اصطلاح برای تعریف بیماری شدیدتری به کار میرود که حداقل چند روز طول میکشد و بر جسم و روح اثر میگذارد. این بیماری ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی فرد را تهدید کند. هیچ وقت وجود یک علامت تک نشانگر وجود افسردگی و یا به قول معروف افسردگی بالینی در فرد نیست. بسیاری از علایم شبیه یکدیگرند، اما وقتی فرد به افسردگی مبتلا میشود این علائم شدیدتر میگردند و مدت بیشتری ادامه مییابند. اگر حالت ناامیدی و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی شما تاثیر بگذارد، 2 یا چند هفته ادامه یابد و یا به حدی برسد که به فکر خودکشی بیفتید، کار صحیح آن است که از دیگران یاری بطلبید
به خاطر داشته باشید که افسردگی یک بیماری است که میتوان آن را با موفقیت درمان کرد و به موقع بهبود خواهد یافت.
علایم افسردگی
هر چند افسردگی یک اختلال خلفی دانسته میشود اما در واقع از مجموع 4 علامت مختلف تشکیل شده است. علاوه بر علایم هیجانی (خلقی)، علایم شناختی، انگیزشی و جسمانی وجود دارد. لازم نیست فرد به همه این علایم دچار شود تا بتوان او را افسرده دانست. اما هر چه بیشتر دچار این علایم شده باشد و هر چه شدت این علایم بیشتر باشد با اطمینان بیشتری میتوان نظر داد که دچار افسردگی است.
1- علایم جسمی: 1-تغییر اشتها (افزایش یا کاهش اشتها)،2- آشفتگی در خواب (بدخوابی، به سختی به خواب میروند، زودتر از موقع بیدار میشوند یا زیاد میخوابند) 3- خستگی 4- یبوست 5- بی میلی جنسی 6- نا منظم شدن عادت ماهانه 7- کم تحرکی روحی و جسمی. از آنجا که افکار شخص افسرده معطوف به درون هستند تا به وقایع خارجی، بیمار ممکن است دردها و رنجهای خود را بیش از حد بداند و نگران سلامتیاش باشد.
2- علایم شناختی: علایم شناختی بیشتر شامل افکار منفی است. افراد افسرده اعتماد به نفس اندکی دارند، احساس بی کفایتی کرده و برای شکستهایشان خود را تحقیر میکنند. آنها از آینده نا امید بوده و به انجام کاری برای بهبود زندگیشان بدبین هستند. تفکر افراد افسرده باعث میشود که انسان جهان را با دیدی منفی بنگرد.
سه عامل سازنده تفکر افسرده کننده عبارت است از:
افکارمنفی، مانند اینکه «من در کارم موفق نیستم».
انتظارات زیاد و غیر منطقی از خود، مانند من زمانی خوشبخت هستم که همه مرا دوست بدارند و مرا در شغلم موفق بدانند.
افکار غلط مانند: الف نتیجه گیریهای سریع و کلی ب توجه به جزییات منفی در یک موقعیت و چشم پوشی از موارد مثبت پ اعتقاد بر اینکه مقصر هر کار غلطی خود شخص است دتنیچه گیری منفی.
3- علایم هیجانی: غمگینی و دلمردگی برجستهترین علامت هیجانی در افسردگی است. شخص افسرده ناامید و غمگین است. اغلب گریه و زاری میکند و ممکن است به فکر خودکشی بیفتد. از دست دادن لذت یا خوشنودی از زندگی نیز به همین اندازه برای وی شایع است. فعالیتهایی که قبلاً موجب رضایت او میشد اکنون کسل کننده و غیر لذت بخش میشود. شخص افسرده به تدریج به سرگرمیها، تفریحات و فعالیتهای خانوادگی بی علاقه میشود. بیشتر بیماران افسرده شکایت میکنند که دیگر از علایق قبلی شان لذت نمیبرند و بسیاری از عدم عطوفت به دیگران میگویند.
4- علایم انگیزشی: انگیزش در افسردگی رو به نزول است. فرد افسرده به منفعل بودن گرایش بیشتری دارد و برای شروع فعالیتها با مشکل روبه رو است.
انواع افسردگی
1- افسردگی خفیف: در افسردگی خفیف خلق پایین ممکن است ایجاد شود و بعد از مدتی از بین برود. این بیماری اغلب بعد از یک واقعه استرس زا بروز میکند. شخص ممکن است غیر از احساس خلق پایین، احساس اضطراب و نگرانی هم داشته باشد. تغییر در نحوه زندگی، اغلب تمام آن چیزی است که برای درمان این نوع افسردگی لازم است.
2- افسردگی متوسط: در افسردگی متوسط خلق پایین طول کشیده و باقی میماند و شخص دچار علایم جسمی نیز میگردد. گرچه این علایم از فردی به فرد دیگر فرق میکند.
در چنین مواردی، فقط تغییر در نحوه زندگی به ندرت باعث بهبودی میشود و نیاز به درمان دارویی هم وجود دارد.
3- افسردگی شدید: افسردگی شدید یک بیماری تهدید کننده زندگی میباشد که دارای علایم شدیدی میباشد. بیمار دچار علایم و مشکلات جسمی، هذیانها و توهمات شده و مراجعه به پزشک در اولین فرصت از اهمیت زیادی برخوردار است.
عوامل بروز افسردگی
1- ژنها
2- ویژگیهای شخصیتی.
3- محیط خانوادگی.
4- الگوهای فکری.
5- فشار روحی و حوادث زندگی.
6- بیماری جسمی.
7- جنسیت.
راههای غلبه بر افسردگی
اگر دچار افسردگی شده اید، خودتان متوجه احساس ناامیدی و استیصال که ناگهان بروز کرده می شوید. در این وضعیت بهتر است برای درمان به پزشک مراجعه کنید. اما در این بین خودتان نیز می توانید با به کار گیری عادت های صحیح و تغییر در شیوه و سبک زندگی اقدامات مفیدی برای بهبود وضعیت داشته باشید.
افسردگی و راههای غلبه بر آن توصیههایی که به شما کمک میکند حالتان بهتر شود.
1- سعی کنید هر روز سر ساعت خاصی از خواب بیدار شوید، حتی اگر دلتان نخواهد، به محض بیدار شدن از رختخواب بیرون بیایید.
2- از نرمش و ورزش غفلت نکنید: هر کاری که شامل فعالیت و تحرک جسمی باشد، حالتان را بهتر خواهد کرد. اگر هنگام پیاده روی افکار منفی به شما هجوم آورد به ورزش دیگری بپردازید. نرمش و ورزشهای موسوم به ایروبیک (ورزشهای هوازی) و شنا بسیار مفید میباشند. تمرینات بدنی منظم قویترین عامل طبیعی است که میتواند افسردگی را برطرف سازد. ثابت شده است که تمرینات منظم موجب افزایش میزان مادهای به نام اندروفین در مغز میشود. مادهای قوی که به طور طبیعی باعث تقویت و بهتر شدن روحیه فرد میگردد. نگرانی و اضطراب را کاهش میدهد.
خواب را تنظیم میکند و به شما آرامش میبخشد. موجب فعالیت ذهنی مثبت میشود. احساسات فروخورده و سرکوب شده و انباشته شده را آزاد میسازد. افسردگی خفیف را درمان میکند. نگرش فکری و عزت نفس را بهبود میبخشد. عملکرد قلب را تقویت میکند. فشار خون را پایین میآورد. عمل انتقال اکسیژن به سراسر بدن را بهبود میبخشد. از پوکی استخوان جلوگیری میکند. موجب کنترل قند خون میشود.
اگر تمرینات بدنی انجام نمیدهید و بالاتر از 40 سال سن دارید یا مبتلا به بیماری خاصی هستید قبل از شروع تمرینات بدنی به یک پزشک متخصص مراجعه کرده و مطمئن شوید که از تندرستی کامل برخوردارید و انجام تمرینات بدنی به رایتان زیان بخش نخواهد بود.
3- اعتقادات مذهبی خود را تقویت کنید و به خدا توکل کنید. همچنین در مراسم مذهبی و فعالیتهای اجتماعی شرکت کنید.
4- وظایف یا کارهای دشوار و بزرگ را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید. الویت بندی کنید و آنچه را میتوانید انجام دهید.
5- اهداف واقع بینانه ای داشته باشید. اهداف سخت و مشکل برای خود تعیین نکنید و مسئولیت بیش از حد را به دوش نگیرید. از خود انتظار زیادی نداشته باشید. هر روز یک هدف کوچک برای خود تعیین کنید و سعی کنید به آن برسید. به یاد داشته باشید اگر افسردگی انرژی و انگیزه ما را کاهش میدهد، انجام حتی یک کار کوچک در روز به شما کمک میکند احساس بهتری راجع به خود داشته باشید. اهداف خود را با عباراتی مثبت بیان کرده و در عبارات خود از کلمه منفی استفاده نکنید. به جای اینکه بگویید من دیگر قند، شیرینی، بستنی و سایر خوراکیهای چاق کننده را نخواهم خورد بهتر است بگویید من از خوردن خوراکیهای سالم و مغزی که کالری کمتری دارند لذت میبرم.
6- سعی کنید با دیگران معاشرت کنید. کنار دیگران بودن به مراتب بهتر از تنهایی است و به شما کمک میکند. وقتی حوصله ندارید شاید خوشتان نیاید با دیگران صحبت کنید ولی بهتر است بدانید در چنین شرایطی حرف زدن با دیگران میتواند به شما کمک کند. با کسی که دوست دارید و در مورد موضوعی که دوست دارید، صحبت کنید.
7- سعی کنید حالت چهره خود را تغییر دهید. پژوهش گران نشان دادهاند که حالت صورت شما میتواند احساسات را تغییر دهد. پس لبخند بزنید و اگر بی اختیار اخم کردهاید، اخمهایتان را باز کنید.
8- هر بار کاری را خوب انجام میدهید و یا هر وقت که حالتان خوب است، احساس و افکار خود را یادداشت کنید. به مرور این نوشتهها در زمانهایی که احساس خوبی ندارید به شما نشان میدهد که این حال بد شما پایدار نبوده و مدتی بعد احساس بهتری خواهید داشت.
9- بپذیرید که هر فرد تواناییها و خصوصیات متفاوتی دارد. روی خصوصیات خاص خود تاکید کنید.
10- از یک متخصص کمک بگیرید. بزرگترین کمک به افراد افسرده این است که آنها را ترغیب کنیم تا از دیگران کمک بگیرند. افراد خانواده و دوستان بیمار افسرده را تشویق و ترغیب کنند تا درمان را شروع کنند و خود را از درد و رنجهای ناشی از بیماری نجات دهد. در مورد بیماران افسرده، هرگونه حرف، اقدام یا فکر مربوط به خودکشی را نادیده نگیرید و از یک متخصص کمک بخواهید.
11- تغذیه مناسب:ارتباط ظریف و اساسی بین جسم و روح وجود دارد. تغذیه مناسب نه تنها به بهبود کیفیت جسم کمک می کند بلکه روح را نیز ارتقا می بخشد. اختصاص بخش اعظمی از تغذیه به میوه ها و سبزیجات تازه و غلات بسیار مفید است. بهتر است مصرف چربی و شیرینی جات را محدود کنید. بعضی مطالعات حاکی از این حقیقت است که اسید چرب امگا 3 و ویتامین B12 به تغییر خلق و خو و رفع افسردگی کمک می کند. یکی از بارزترین علایم افسردگی اضطراب می باشد و مصرف بیش از اندازه کافئین باعث بروز عصبیت، دلهره و اضطراب می شود. محدود کردن موادی مثل قهوه، چای، شکلات و... می تواند تغییر به سزایی در بهبود خلق و خو داشته باشد.
12- اکتشاف خلاقیت: نقاشی، عکاسی، بافندگی و یا نویسندگی فعالیت هایی هستند که فرد با انجام آن می تواند احساس درونی خود را بهتر بیان کند. خلاقیت احساس خوبی در فرد ایجاد می کند. هدف خلق شاهکار نیست. بلکه انجام کاری است که ایجاد لذت می کند و رضایت خاطر بیشتری به همراه دارد.
آیا می دانید تفاوت های بسیار زیاد و جالبی در عملکرد روان شناسی زنان و مردان وجود دارد؟ اما در چه تفکراتی؟
1- نـه تـنـها سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده میکنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند.
از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری-فضایی باشند.
2- بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد.
مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری میباشند که بـه آنـها کمک میـکند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند.
مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.
۳- مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.
۴- هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج میگردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه میکنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر میباشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمیگردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.
تفاوت های روانشناسی
۱- مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک میکنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و بروی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.
۲- مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.
۳- مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.
۴- ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند.
۵- مردان و زنان دارای معیارهای متفاتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل میباشند.
۶- مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.
۷- مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت میدهند.
۸- زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.
۹- بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع میکنند.
۱۰- مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر میتـوانند این حس را پنهان سازند
ز دیدگاه رفتارشناسی، ترک اعتیاد، خداحافظی با رفتارهای نامناسب است. تغذیه ی ما وجهی از رفتار روزانه ما است. بسیار پیش می آید که غذای کمی بخوریم یا حتی غذا خوردن را فراموش کنیم و یا برعکس، به نحوی افراطی، خوراکی هایی بخوریم که ارزش غذایی چندانی ندارند.
از اهداف اساسی درمان وابستگی به مواد، ارتقای سطح مسوولیت پذیری بیماران است.
رعایت تغذیه متعادل و صحیح، در واقع پذیرش مسوولیت های ما نسبت به بدن خودمان است.
ظریفی گفته است که: ” همه دوست دارند که به بهشت بروند ولی مشکل اینجا است که کسی دوست ندارد بمیرد. ” همه ما دوست داریم بدنی قوی و سالم داشته باشیم اما کمتر در مقام ایفای الزامات آن برمی آییم.
پُر واضح است که سوء مصرف مواد، آثار تخریبی بسیاری بر بدن ما خواهد داشت. اعتیاد به لحاظ عوارضی که بر اعضا و جوارح ما دارد، شبیه سگ است؛ یعنی بعضی اعضا را لیس می زند و برخی دیگر را گاز می گیرد.
اما به هر حال، هر چه شدت و مدت وابستگی بیشتر باشد، تخریب بدنی بیشتر است. در واقع اکثر معتادان به درجاتی دچار سوء تغذیه هستند.
مصایب اعتیاد
بیماران در زمان مصرف مواد، به اشتباه، آن ها را عامل قدرت و انرژی گرفتن خود می دانند اما در حقیقت این مواد تهی از انرژی هستند. کاهش اشتها، سوءهاضمه و سوء جذب، نقص عملکرد کبد و لوزالعمده، کم کاری روده و نیز عدم دفع مناسب سموم و مواد زاید حاصل از سوخت و ساز، از جمله عوارض مصرف مواد است.
همچنین مصرف مواد به افزایش دفع و اتلاف برخی مواد ضروری برای بدن می انجامد که ریزمغذی هایی چون ویتامین ها و املاح معدنی از این جمله هستند. ریزمغذی ها، چاق کننده نیستند اما اشتها را زیاد می کنند و هر چند از متابولیسم آن ها، مستقیما انرژی تولید نمی شود اما در تولید انرژی برای بدن ما نقش واسطه ای بسیار مهمی را ایفا می کنند. ویتامین های گروه B از این گروه هستند.
علاوه بر ریزمغذی ها، سوخت و ساز درشت مغذی ها (کربوهیدرات، چربی و پروتئین) نیز که عوامل اصلی تولید انرژی در بدن ما هستند، با اختلال جدی همراه می شود. این که در یک برنامه غذایی متعادل توصیه می شود که ۴۵ تا ۵۰ درصد منابع انرژی از محل مصرف کربوهیدرات، ۳۰ درصد از محل مصرف چربی ها و ۲۰ تا ۲۵ درصد از طریق مصرف پروتئین تامین شود، نقش و جایگاه درشت مغذی ها را در توانایی برای تحرک و انجام فعالیت های روزانه ما نمایان می سازد.
برای شناسایی عادت ها
توصیه می کنم اگر حوصله دارید برای خودتان جدولی تهیه کنید و در آن، آن چه می خورید و محل و موقعیت غذا خوردن و وضعیت روحی خودتان در زمان مصرف غذا و نیز کار دیگری را که در حین غذا خوردن انجام می دهید، یادداشت کنید.
این جدول را حداقل برای ۲ تا ۳ روز تکمیل کنید. شاید این روش به شما کمک کند که عادات اشتباه تغذیه ای خود را شناسایی کرده و به تصحیح آن ها بپردازید. به عنوان مثال، اگر شما غالبا صبحانه یا ناهار خود را فراموش می کنید و به جبران آن در مواقعی که فرصت پیدا می کنید با تنقلاتی که فاقد ارزش غذایی لازم هستند، خودتان را سیر می کنید، اگر پشت میز کارتان یا حین رانندگی و یا صحبت با تلفن غذا می خورید و اگر زمانی که خوشحال یا عصبانی هستید به خوردن افراطی روی می آورید، بدانید که رفتار تغذیه ای صحیحی نداشته و غذاها را همانند مواد، مصرف می کنید.
به یاد داشته باشید که عجله کار شیطان است و همچون ترک موفق مواد، تغییر عادات و رفتارهای غذایی ما نیز نیازمند مرور زمان است و به تدریج می توانیم رفتارهای غذایی مطلوب را جایگزین کنیم.
تغذیه مناسب
۶ توصیه تغذیه ای در ترک اعتیاد
۱- برنامه غذایی در دوران ترک وابستگی، باید حاوی مقادیر کافی از ریزمغذی ها و درشت مغذی ها باشد تا بتواند بدن شما را در بازسازی بافت ها و رفع آسیب های وارده یاری رساند. بهتر است علاوه بر ۳ وعده غذای اصلی، از ۲ میان وعده غذایی نیز سود جست. به عبارت دیگر ۵ وعده غذایی سبک تر مهم تر از ۳ وعده غذایی مفصل است. میان وعده های غذایی کمک می کنند اختلاف بین حداقل و حداکثر قند خون در طول روز کاهش یابد؛ چون یکی از عواملی که موجب تغییرات خلق بیمار، احساس افت انرژی و خستگی، تحریک پذیری و عصبانیت در طول روز می شود، نوسان های قندخون است. به طور کلی، در دوران ترک وابستگی، رژیم غذایی پُرپروتئین و غنی از کربوهیدرات (قند) مفید خواهد بود.
۲- خوردن میوه و سبزیجات تازه و غذاهای حاوی غلات کامل (مثل نان های سبوس دار و برنج سبوس دار) می تواند منابع ویتامینی لازم را برای تان تامین کند. مصرف روزانه یک قرص مولتی ویتامین کافی است و زیاده روی در مصرف ویتامین ها آسیب رسان است.
۳- برای رفع یبوست مزمن، مصرف غذاهای حاوی فیبر بالا کمک کننده است. میوه و سبزیجات از این لحاظ موثر هستند و از بروز عوارضی چون هموروئید (بواسیر)، پیشگیری می کنند. مصرف داروها و فرآوردههای ملین نیز کمک کننده هستند.
۴- در مصرف چربی ها محدودیت قایل شوید. هر چند که ۳۰ درصد از کالری غذای ما باید از مصرف چربی ها تامین شود ولی فرهنگ غذایی ما به گونه ای است که معمولا مقادیر به مراتب بیشتر از ۳۰ درصد انرژی روزانه خود را از مصرف چربی ها تامین می کنیم.
۵- از مصرف کافئین حتی الامکان اجتناب کنید. به تدریج از روزهای آغازین ترک مواد، مصرف کافئین را کاهش دهید و این روند را تا رسیدن به حداقل میزانی که می توانید، ادامه دهید. یادتان باشد که قهوه دم کرده، چای، نوشابه، کاکائو و شکلات و نسکافه حاوی مقادیری کافئین هستند.
۶- مصرف قند و شکر و شیرینی جات نیز می تواند به عنوان یک محرک عمل کند لذا ضرورت دارد مصرف آن ها را متناسب با میزان فعالیت فیزیکی خود تنظیم کنید. به علاوه، هنگام تمایل به شیرینی بهتر است میوه های شیرین بخورید.
به نظر شما در زندگی زناشویی کدام یک از موارد زیر اهمیت بیشتری دارد؟
۱-خوشگل بودن
۲-رابطه جنسی
۳-پول
۴-شخصیت و اصالت خانوادگی
۵-سایر موارد
لطفا نظر بدین مچکر....
تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر میشود.
1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟
الف-یک قصر ب- یک موزه ج-یک هتل د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)
2.شما از چه طریقی وارد ساختمان میشوید؟
الف-پنجره ب- در ج- بالکن د- تونل زیر زمینی
وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن میشنوید...در را باز میکنید و کسی را میبینید که واقعاً میخواستید با او باشید.
3.آن شخص کیست؟
به گشتن ادامه میدهید...پلکانی را میبینید که به طبقه بالا میرود.
4.مارپیچی است یا مستقیم؟
از پلکان بالا میرویم تعداد پله ها را میشمارید.
5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)
بعد وارد اتاقی میشوید..........
6.دلتان میخواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم
ب-به اندازه یک اتاق معمولی
ج-به اندازه یک جنگل
د-به اندازه اقیانوس آرام
7.دلتان میخواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز ب-سیاه و سفید ج- ارغوانی د-زرد یا پرتقالی و-رنگ های رنگین کمان
یک میز جلوی شما ظاهر میشود...
8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟
و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه
9.یک میوه را انتخاب کنید.......
میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص میاندازد...
10.نام او را بنویسید.
11.شما میوه را برمیدارید و.........
الف-بلافاصله آن را میخورید.
ب- قسمت کرم خورده را می برید و قسمت سالمش را میخورید.
ج-آن را میبرید و داخلش را میبینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه میدهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور میاندازید
از آن ساختمان خارج میشوید و 5 حیوان را میبینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل
12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..
جواب:
1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.
قصر:ثروت موزه:حرفه و شغل هتل:خانه و عشق
مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست
2.نشان دهنده نوع زندگی است که به دنبال آن هستید.
پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز
در:زندگی آرام و امن
بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه
تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت
3.فردی که پشت در میبینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی میتوانید کاملاً به او اعتماد کنید.
4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده
5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.
6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید
7.رنگ اتاق شخصیت شماست:
قرمز:احساساتی و پر شور سیاه و سفید:منطقی ارغوانی:ماجراجو
زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید
8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.
مربع:ثابت و منصفانه
گرد:شما میخواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید
مثلث:شما میخواهید مبتکر و اصلی باشید
بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره میروید
9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.
10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.
11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار میکنید.
الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمیگیرید
ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را میپذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید
ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید
د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.
12. 5 حیوان:
دلفین:شغل و حرفه فیل:خانواده
اسب:عشق موش:انتظار و احترام
آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.
تست بسیار ساده روانشناسی شخصیت حتما امتحان کنید...با تشکر

آغاز جلسه مشاوره
برای آنکه جلسه مشاوره با موفقیت انجام گیرد باید در آغاز مشاوره روش ها و فنونی به کار گرفته شود که اضطراب مراجع را کاهش دهد و باعث شود و که بین مشاور و مراجع رابطه ی حسنه به وجود آید یعنی شرایطی ایجاد شود که در آن مراجع احساس امنیت و اطمینان کند و هیچ عاملی که برای او نگران کننده باشد وجود نداشته باشد و او با کمال راحتی و در یک جو گرم و پذیرا، مشکلات خود را بیان کند. برای ایجاد چنین حالتی اقدامات زیر توصیه می شود:
-باید مراجع را بدون قید و شرط و با کمال احترام پذیرفت.
-باید به مراجع اجازه داده شود که هر مطلبی که دارد بیان کند.
-باید به مراجع اطمینان داده شود که بحث های جلسه مشاوره محرمانه باقی می ماند و در این مورد، مشاور به قول خود عمل کند.
-در صورتی که مراجع شروع به صحبت نکند، آغاز سخن از طرف مشاور با مطالبی که مورد علاقه مراجع باشد، راه را برای شروع و ادامه صحبت و تخفیف اضطراب مراجع هموار می سازد.
-گوش دادم توأم با دقت به مراجع، اورا به ادامه ی صحبت ترغیب می کند.
-وجود محل مناسب وآرام با امکانات لازم، در ایجاد رابطه ی حسنه و موفقیت مشاوره، از اهمیت ویژه ای زیادی برخورداراست.
فنون مشاوره
پس از ایجاد رابطه ی حسنه و طرح مشکل به وسیله ی مراجع برای ادامه ی جلسه مشاوره باید مشاور به اقتضای شرایط از فنون مختلفی استفاده کند، این فنون عبارتند از :
- رهبری و سازمان دادن به جلسه مشاوره
- تکرار کردن
- روشن کردن
- مرور کردن
- تشویق
- مقاومت مراجع
- ارجاع
- گوش دادن
- بازگویی
- منعکس کردن احساسات
- سؤال کردن
- خلاصه کردن
- اطمینان دادن
- مکث
- سکوت
- پایان دادن جلسه مشاوره
برای آشنایی با کاربرد هر یک از فنون مشاوره فوق، به اجمال به تشریح آنها مبادرت می شود.
رهبری جلسه مشاوره
در جلسه مشاوره رهبری از اهمیت ویژه ای برخوردار است. چنانچه مشاور نتواند جلسه مشاوره را به درستی رهبری کند، چه بسا که از فنون مشاوره به موقع استفاده نشود و دستیابی به اهداف مورد نظر به سهولت میسر نشود. از طریق رهبری صحیح، میزان و حدود فعالیت های مشاوره و مراجع وهمچنین نحوه ی اداره ی جلسه مشخص می شود. مشاور باید با استفاده از سخنان و کاربرد فنون مناسب، مشاوره را درجهت نیل به هدف، هدایت کند.
سازمان دادن
سازمان دادن به جلسه مشاوره به معنای آن است که مشاور نحوه ی اداره جلسه مشاوره، مدت مشاوره، اهداف، محدودیت ها، و نقش مشاور و مراجع را مشخص می سازد. بنابراین لازم است که مشاور درابتدای نخستین جلسه ی مشاوره تمام موارد فوق را برای مراجع بیان می کند و از اینکه مراجع موضوع را کاملاً درک کرده مطمئن شود. راجرز با سازمان دادن به مشاوره مخالف است و آن را مخل ایجاد رابطه ی حسنه و موجب محدودیت می داند. ولی اکثر متخصصان، سازمان دادن را وسیله ای می دانند که مشاوره در قالب آن به سمت هدف پیش می رود و مانع از انجام اعمال پراکنده وسردرگمی و تکرار صحبت ها می شود.
تکرار کردن
یکی از فنونی که مشاور می تواند در هنگام سکوت مراجع از آن استفاده کند، تکرار کردن مطالب مراجع است.
تکرار جمله های مراجع به وسیله ی مشاور، فرصتی به مراجع می دهد تا هیجان های درونی او تخفیف یابد و موانع دیگری که باعث سکوت اوشده (ترس، احساس گناه، خشم و… ) از بین برود و او بتواند با تمرکز و نظم دادن به افکار خود مطالب مورد نظرش را بیان کند.
روشن کردن
در فن«روشن کردن» مشاورسخنان مراجع را توضیح می دهد ومعنا و مفهوم آنها را بیان می کند در این فن، هدف مشاور آن است که از طریق کلماتی که مراجع بیان می کند به عواطف و هیجان های او پی ببرد.
مرور کردن
در مواقعی مراجع به بحث های طولانی نامربوط می پردازد وبه علل مختلف نظیر ترس، عدم اعتماد وجود اضطراب، نمی تواند حواس خودرا متمرکز سازد و گاه بیان ذهنیات خود طفره می رود و سخنان اوپراکنده و از هم گسیخته است. در این مواقع، مشاور از فن«مرورکردن»استفاده می کند.
مرورکردن عبارت است از ربط دادن و گره زدن مطالب پراکنده از هم گسیخته مراجع، مشاور با مرور کردن به مراجع در تمرکز یافتن روی اصل موضوع و جلوگیری از نامربوط و پراکنده گویی کمک می کند. در مرور کردن، مشاور می تواند از کلمات و عبارت های مراجع استفاده کند، ولی به هیچ وجه نباید مطالب جدید عنوان کند.
تشویق در مشاوره
تشویق یکی از فنونی است که چنانچه به موقع و صحیح انجام شود، از نگرانی و ناامنی مراجع کاسته، و باعث تقویت رفتار مثبت وی و ادامه ی آن می شود. تشویق به صورت های مختلفی انجام می شود. استفاده از کلماتی نظیر «بلی »، «صحیح است»، «شما می توانید»و…، پیش بینی نتایج احتمالی مشاوره به منظور رفع مشکل، برقراری رابطه ی حسنه وپذیرش مراجع، وبالاخره، توجه دادن مراجع به اینکه دیگران نیز نظیر او مشکلاتی دارند، از جمله اقداماتی هستند که در فن تشویق در مشاوره، می توان از آنها استفاده کرد.
مقاومت مراجع در مشاوره
مقاومت مراجع حالتی است که وی در مقابل مشاور ایستادگی می کند، و مانع از پیشرفت مشاوره در جهت دستیابی به هدف های مورد نظر می شود. این وضعیت به صورت های مختلف دیده می شود: در حالت شدید به صورت عدم پذیرش مشاور از سوی مراجع ودر حالت خفیف به صورت بی میلی و بی توجهی به مشاوره و ادامه ی آن.
روانشناسی، علم مطالعهٔ رفتار و فرایندهای ذهنِ موجود زنده ـ بخصوص انسان ـ بر اساس روش علمی است. همچنین یکی از علوم کاربردی و شاخههای تحصیلی است که یافتن ارتباط ذهن و روان آدمی، با مفاهیمی نظیر رشد، سلامت، رفتارهای اجتماعی، شناخت و … را در بر میگیرد.
علم روانشناسی مفاهیمی همچون ادراک، شناخت، تمرکز، توجه، احساسات، پدیده شناسی، انگیزه، کارکرد ذهن، شخصیت، رفتار، روابط بین فردی، خانواده و دیگر زمینهها را مورد بررسی قرار میدهد. روانشناسان زمینههای مختلف، روشهای علمی و تجربی را برای استنباط رابطه علت و معلولی و یا هر نوع رابطه همبستگی میان پدیدههای گوناگون روانشناسی بکار میگیرند. روانشناسی علمی فراشاخهای است؛ غیر قابلِ مشاهده بودنِ موضوع این علم ـ یعنی ذهن و روان ـ و انتزاعی بودن مفاهیم آن، دلیل شباهت این علم به علوم انسانی است؛ اما از سوی دیگر مطالعه به «روش علمی»، و تجربی بودنِ بخشی از مراحل آزمایش، روانشناسی را به دایرهٔ علوم تجربی میکشاند؛ همچنین عقیده و دیدگاه روانشناس نسبت به انسان، در فرایند تحقیق بسیار مأثر است، لذا از این جنبه نیز، روانشناسی ی به دنیای فلسفه مرتبط میشود. به این ترتیب شاید بتوان روانشناسی را حقیقتاً آمیزهای منحصربهفرد از علوم گوناگونی نظیر زیستشناسی، انسانشناسی، زبانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه و … دانست.
آغاز روانشناسی به شکل علمی و آکادمیک، به اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هجدهم بازمیگردد؛ میتوان گفت اکتشافات و تحقیقات قابل توجه در روانشناسی، تنها از حدود ۱۵۰ سال پیش شروع شده است؛ و این درحالی است که علوم تجربی دیگر از تاریخچهای بلندتر و پربارتر برخوردار اند. البته مباحث مربوط به ذهن و روان قرنهاست که ذهن متفکران را به خود مشغول کرده و آثار مکتوب آن از دانشمندان یونانی و متفکرانی چون سقراط، افلاطون و ارسطو نیز در دست است، اما این شاخه از علم تا پیش از روانشناسی جدید، به صورت مدون و آکادمیک مورد مطالعه قرار نگرفته بود.[۱]
در جهان صنعتی امروز، تقریباً هیچ فعالیت و حرفهای یافت نمیشود که به درک و اندیشهٔ انسانی وابسته نباشد؛ در نتیجه روانشناسی با زندگی انسان مدرن پیوندی نا گسستنی ایجاد کردهاست. بعلاوه رشد علم، تکنولوژی و سطح رفاه عمومی، موجب شده تا آدمی وقت بیشتری برای تفکر و اندیشه پیدا کند؛ بنابراین مسائل، مشکلات و حتی بیماریهای نوظهوری در میان افکار و ذهنیات بشر پدید میآید که نیاز به یافتن راه حل، درمان و پیشگیری را دو چندان میکند؛ راه حلی که امروزه روانشناسی طلایهدار آن است.
مقدمه
روانشناسی بالینی شاخهای از علم روانشناسی است که به بحث در زمینه اختلالات روانی و تشخیص آنها و درمان میپردازد. از عمر روانشناسی به شکل علمی و منظم فقط حدود یک قرن میگذرد. ولی رشد آن در چند سال اخیر اعجاب آور بوده است. این رشته هم مانند علوم دیگر فرمان با ازدیاد روزافزون دانش رشتههای تخصصی بوجود آمد و امروزه در امریکا حدود 30 - 20 بخش دارد و هر بخش علاقه و مهارت خاصی را عرضه میکند. ولی در 20 سال اخیر هیچ یک از رشتههای روان شناسی به اندازه روانشناسی بالینی پیشرفت نکرده است و تعداد افرادی که در این بخش تحقیق میکنند از رشتههای دیگر روانشناسی به مراتب بیشترند.
روانشناسی بالینی در گذشته
تکامل روانشناسی بالینی به سبب تاثیر عوامل متعدد صورت گرفت که بعضی از آنها خارج از حیطه روانشناسی بود. برای مثال پیشرفتهای حاصله در بیولوژی ، فلسفه ، سیاست و امثال آن نیز در تشکیل تاریخچه روانشناسی درمانی موثر بوده است. از عمر روانشناسی بالینی به عنوان یک رشته تخصصی و مستقل حدود 90 سال میگذرد تاریخ آن با تکامل روانشناسی مرضی آمیخته است و گذشته آن به زمان انسان اولیه میرسد. بشر اولیه امراض روانی پدیدهای ماورءالطبیعه میدانست.
روشهای درمان اینگونه بیماران که تصور میشد دچار جن زدگی و ارواح خبیثه شده باشند عبارت بود از سوراخ کردن جمجمه به منظور آزاد کردن روح پلید و به زنجیر بستن، تنبیه جسمی و سوزاندن و انواع شکنجههای دیگر. در اواخر قرن هجده در فرانسه پزشکی به نام فیلیپ پنیل رئیس بزرگترین بیمارستان روانی فرانسه شد. او با اصلاحات نوع دوستانه به درمان روانی کمک کرد. در قرن نوزدهم مسمزیسم بوجود آمد. مسمز فردی بود که با استفاده از هیپنوتیزم به درمان بیماران روانی پرداخت.
عوامل موثر در پیدایش روانشناسی بالینی
پیدایش و تکامل روانشناسی بالینی پیشرفت در ماهیت هوش و اندازه گیری آن ، تفاوتهای فردی ، روان شناسی کودک نیز نقش داشتهاند. حد فاصل میان روانشناسی بالینی و روانشناسی کودک از بعضی جهات بسیار نامشخص است. زیرا روان شناسی بالینی در اصل به سبب علاقه به مسائل کودکان عقب افتاده بوجود آمد. پیدایش ابزارها و آزمونهای روانی نیز در تکامل روان شناسی بالینی نقش اساسی داشتهاند.
روان شناسی بالینی در ایران
در جریان تاریخ نود ساله روان شناسی بالینی در دنیا ، ایران تاریخچه سی سالهای دارد. اولین درس در این رشته از روان شناسی در سال 1344 شمسی در گروه روانشناسی دانشگاه تهران تدریس شد و اولین کتاب در این زمینه به نام روان شناسی بالینی تالیف سعید شاملو در سال 1345 شمسی از طرف دانشگاه تهران منتشر شد. نخستین کلینیک روان شناسی در سال 1346 و در دانشگاه تهان تحت عنوان مرکز مشاوره و راهنمایی ایجاد شد.
در این مرکز برای اولین بار کار سیستمی مرکب از یک روان شناس بالینی که سرپرست مرکز نیز بود، یک روانپزشک و یک مددکار اجتماعی به بررسی مسائل روانی دانشجویان پرداختند و با همکاری هم در تشخیص و درمان نابهنجاریهای رفتاری آنها اهتمام ورزیدند. رشته روان شناسی بالینی عمدتا در اوئل دهه سال 1350شمسی زمانی رسمیت یافت که در گروه روانپزشکی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران واقع در بیمارستان روزبه برنامهای به نام فوق لیسانس روان شناسی بالینی ایجاد شد.
ویژگیهای روان شناسی بالینی
وظایف روان شناسی بالینی متنوع و مختلف است و به موسسهای که روان شناسی در آن کار میکند و همچنین به نوع تحصیلات و تعلیمات عملی که داشته است بستگی دارد. برای مثال وظایف روان شناسی بالینی در بیمارستان روانی ممکن است منحصر به تشخیص بیماری از طریق تست باشد یا به روان درمانی بپردازد یا مشغول تحقیقات شود و یا تعلیم عده ای را به عهده بگیرد. روان شناس بالینی ممکن است در مدارس ، مراکز مشاوره کودکان ، زندانها ، بیمارستانها ، دانشگاهها ، پرورشگاهها ، کودکستانها ، وزارت کار ، کارخانهها و انواع دیگر موسسات انجام وظیفه کند.
انواع روان شناسی بالینی
چهار نوع روان شناسی بالینی وجود دارد: دستهای که برای درمان بیماری با روانپزشکان و روانکاوان اشتراک مساعی میکنند و بیشتر به کشف ماهیت بیماری و طرز معالجه یک فرد خاص توجه میکنند. دسته بعد روان شناسانی که وقت خود را بطور عمده صرف اندازه گیری خصوصیات افراد بوسیله تستهای روان شناسی میکنند. دسته دیگر فعالیتهای دسته اول و دوم را بطور مساوی انجام میدهند یعنی هم به تشخیص و هم به درمان میپردازند.
دسته آخر روان شناسانی هستند که به تحقیق و آزمایش خصوصیات بیماران روانی علاقه دارند و از طریق تجربی برای کشف علل ، علائم و طرق درمان میکوشند. روان شناسان معتقدند که آگاهی از تمام این روشها برای آماده ساختن روان شناسی بالینی ضروری است و روان شناسی بدون آشنایی با آنها نمیتواند به نحو موثری انجام وظیفه نماید.
تشخیص در روان شناسی بالینی
روان شناسان بالینی از روشهای مختلف برای تشخیص اختلالات استفاده میکنند. از جمله این روشها مشاهده رفتار بیمار ، مصاحبه کلینیکی ، آزمونهای روانی ، بررسی تاریخچه فردی و ... است.
درمان در روان شناسی بالینی
روشهای مختلف درمانی در روان شناسی بالینی وجود دارد که روان شناسانی با توجه به رویکرد نظری که در روان شناسی دارند یکی از آنها بکار میبرند. مثل شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، روانکاوی و ... برخی از روان شناسان بالینی دیدگاه التقاطی دارند و از تمام شیوههای درمانی بهره میبرند.






















